خاستگاه نوروز

نوروز يکي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است که از دير باز در ايران برگزار مي شد و آيين هايي خاص خود را داشت. در مورد خاستگاه نوروز نظرات فراواني وجود دارد گروهي آن را به روزگار جمشيد جم پادشاه کياني و گروهي به دوره هاي پيش از اين منسوب مي دانند. اين جشن از دير باز تاکنون مراسم و آيين هايي داشته که برخي از آنها مانند خانه تکاني ، سفره هفت سين ، چهارشنبه سوري  و زيارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال هنوز هم در بين ايرانيان برگزار مي شود.

اما آيا اين آيين ها از گذشته تاکنون هم به همين شکل امروز برگزار مي شده يا در طي قرون و اعصار تغيير کرده است؟ دکتر محمود روح الاميني مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در اين باره معتقد است: «اين جشن ها در گذشته به شکل هاي ديگري برگزار مي شده است. آنچه امروز ما از جشن هاي ايراني مي بينيم صورت تغيير يافته براساس شرايط روز آن است.» دکتر روح الاميني علت اين امر را در اين مي داند که: «هيچ پديده فرهنگي يکنواخت باقي نمي ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بيشتر پديده هاي فرهنگي به مرور زمان تغيير مي کنند. منتهي برخي زودتر و برخي ديرتر تغيير مي کنند.» اين مردم شناس معتقد است که ما بايد اين جشن ها را در ايران امروز مطالعه کنيم او علت اين امر را در اين مي داند که: «ما در امروز زندگي مي کنيم و جشن ها را مانند همه پديده هاي فرهنگي با مقتضيات زمانه مطالعه مي کنيم.»

البته شکل ظاهري اين جشن ها امروز نيز چون گذشته است يعني بسياري از آيين ها از قبيل نوروز مانند گذشته برگزار مي شود اگرچه صورت مراسم به اقتصادي زمانه تغيير کرده است. مقداري از اين تغييرات به دليل سفر مردم در اين ايام ايجاد شده است. در گذشته رسم بود که مردم در خانه بمانند؛ الان مردم بيشتر به سفر مي روند. «سفر» در جشن هاي نوروزي نبوده است. اين که اين جشن از کي و چگونه تغيير کرد سؤالي است که کتاب هاي تاريخي پاسخ آن را به روشني ارائه مي دهند.

دکتر روح الاميني معتقد است: «رد پاي اين سنت ها را در لابه لاي کتاب هاي تاريخي، اشعار و حتي تصاوير به دست مي آوريم. کتاب هايي مثل تاريخ بيهقي و ديوان اشعار شاعران که در آن اشعار بهاريه يافت مي شود.» علوم اجتماعي اين تغييرات را بازگو مي کند اما درباره چرايي تغيير آن صحبتي به عمل نمي آورد. دکتر روح الاميني مي گويد: «اين که چرا اين جشن ها تغيير کرده نکته اي است که علوم اجتماعي از پاسخ دادن به آن پرهيز مي کند.» بررسي اين جشن ها و آيين ها جزئي از فرهنگ عامه يا فولکلور به حساب مي آيد.

وي مي گويد: «اين جشن ها و آيين ها بخش فرهنگ عاميانه ماست که به معناي دانش عامه است. يعني چيزي يا شخصيتي آن را به وجود نياورده است، زمانش معلوم نيست و قيد مکان ندارد.» به عقيده اين استاد دانشگاه: «جشن ها و آيين ها به مرور ايام تغيير مي کند، ممکن است اسمش عوض شود يا شيوه برگزاري اش تغيير کند. اين تغييرات را خود مردم به وجود مي آوردند. اين تغيير بخشي از فرهنگ است.» دکتر روح الاميني مي افزايد: «ما سه ويژگي براي فرهنگ داريم: يکي اين که دوام داشته باشد به طوري که يک نسل آن را تجربه کنند. عموميت داشته باشد. اجباري هم نباشد.» با تمام اين تعاريف نوروز از کي آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن مي گرفتند؟ دکتر محمود روح الاميني در مورد نوروز معتقد است: «نوروز يعني جشني که به مناسبت آغاز سال نو برگزار مي شد. يعني روزي که طول روز و شب به يک اندازه مي شود. ايرانيان در اين روز جشن مي گرفتند الان هم اين جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. اين کلمات به زبان هاي ديگر هم راه يافته است عرب ها هم به عيد «ني روز» مي گويند. به جشن ديگر هم «مهرجان» مي گويند که معرب مهرگان است.» اين جشن در گذشته براي آغاز فصل کاشت برگزار مي شد. همانطور که الان هم آغاز سال کشاورزي اول فروردين است. اما در گذشته نوروز دقيقاً اول فروردين برگزار نمي شد.

هر چند بسياري از محققين اعتقاد دارند که تاجگذاري جمشيد (که به روايتي بنيانگذار نوروز است) در روز اول بهار بوده اما دکتر روح الاميني معتقد است که جشن نوروز جابجا مي شده و در زمان هاي مختلف برگزار مي شده است. مثلا در زمان فردوسي براساس آنچه از اشعارش بر مي آيد در پاييز برگزار مي شد. يا در يک دوره آغاز پاييز بوده است. علت اين امر شايد اين بود كه براساس تقويم گذشته ايرانيان، هر دوازده ماه سال سي روز بود در آخر سال پنج روز اضافه مي آمد که در اصطلاح به آن گاهنبار و يا خمسه مسترقه يا پنجه  دزديده شده مي گفتند. چهار سال يک بار بايد کبيسه مي کردند.

به گفته دکتر روح الاميني: «اين پنج روز، روز جشن همگاني بود. زمان فردوسي تيرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سي روز بوده و آن پنج روز هم که پنجه يا خمسه مسترقه بود، حساب نمي شد. در سال 1304 براي اين که تقويم هماهنگ شود و اين مشکل حل شود شش ماه اول را سي و يک روزه مي کنند و پنج ماه دوم سي روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و يک سال سي روزه مي گيرند. » آيين هاي نوروزي در گذشته از ابتداي اسفند آغاز مي شد اما جشن ها از پنجه آغاز مي شد.

دکتر روح الاميني مي گويد: «در شهرهاي آذربايجان هر چهارشنبه اسفند را به يک نام مي خوانند چهارشنبه اول براي خريد، چهارشنبه دوم براي تميز کردن خانه است، چهارشنبه سوم براي سبزي کاشتن، و چهارشنبه چهارم براي دور ريختن وسايل زايد است. اين رسم در شهرهاي آذربايجان هنوز هم وجود دارد.»

آيا اين سنت ها پيش از اسلام بوده يا خير؟ او با اشاره به برخي از سنت ها و آيين هاي نوروزي مي گويد: «هر کدام از اين مراسم علتي داشته است. علتش امروز گم شده، اما جشن وجود دارد. ولي از اين كه از روز اول چگونه بوده، هيچ چيزي در دسترس نيست.» شايد علت اين امر اين بوده که اين جشن ها در حضور شاه برگزار مي شده و هيچ شاعر و نويسنده اي از مراسم مردم چيزي ننوشته است. دکتر روح الاميني مي گويد: «عامه مردم اين باورها را داشتند؛ باور مردم در مورد مسائل مختلف وجود داشته و دارد. مثلاً هفت سين يکي از باورهاي عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سين مي گذارند. لباس نو پوشيدن در سال نو وجود دارد و در کتاب ها هم هست. خانه تکاني هم از گذشته وجود داشته، الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوري نيز مبحث مفصلي است؛ اين رسم در بين عامه مردم هست.»

دکتر روح الاميني در مورد نحوه برگزاري اين مراسم در گذشته مي گويد: «اطلاعات ما در مورد اين جشن ها از سيصد سال پيش به قبل، به دليل نيامدن در کتاب ها بسيار محدود است. ما نمي دانيم که پيش از دوره صفويه آيين هاي نورزوي چگونه بوده است.» بنا به نظر او شايد اين مراسم و آيين ها بيشتر در بين مردم رواج داشته است. اين مردم شناس مي گويد: «مثلا سؤال مي شود که چرا هفت سين داريم؛ خوب همه ما مي دانيم که «هفت» عدد مقدسي است و در بيشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سين و يا هفت چين بوده است کتاب ها اشاره اي نکرده اند.» وي همچنين مي گويد: «يکي ديگر از مراسم، ديد و بازديد نوروزي بود که در بين مردم وجود داشت. زردشتي ها معتقد بودند که بايد به ديدار هم بروند حتي اگر قهر بودند، مي آمدند مي نشستند. چاي و يا چيز ديگري مي خوردند و مي رفتند ولي رسم بازديد را از بين نمي بردند. اين سنت براي ارتباط مردم با هم بود.

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در اين روز به گورستان مي رفتند و با گذاشتن سفره هفت سين و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزايي طبيعت شريک مي کردند. يکي ديگر از اين سنت ها اين بود، کسي که يکي از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به ديدارش مي رفتند شايد به اين دليل که در گذشته براي هر کسي که مرده بود مراسم سوم هفتم و سي ام و نوروز مي گرفتند. خانه تکاني براي اين بود که مردم سالي يکبار فرصت تميز کردن خانه را داشتند کوزه هاي قديمي را مي شکستند.»

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در اين روز به گورستان مي رفتند و با گذاشتن سفره هفت سين و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزايي طبيعت شريک مي کردند. يکي ديگر از اين سنت ها اين بود، کسي که يکي از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به ديدارش مي رفتند شايد به اين دليل که در گذشته براي هر کسي که مرده بود مراسم سوم هفتم و سي ام و نوروز مي گرفتند. خانه تکاني براي اين بود که مردم سالي يکبار فرصت تميز کردن خانه را داشتند کوزه هاي قديمي را مي شکستند.»

دکتر روح الاميني در مورد مراسم چهارشنبه سوري نيز معتقد است شکل اجراي اين جشن تغيير کرده است: «چهارشنبه سوري به اين شکل بعد از اسلام به وجود آمده است. ما مي دانيم که در گذشته ماه سي روزه بوده و هر روز سال يك نام داشته است که هنوز هم اين اسم ها هست. هنوز هم زردشتي ها روزها را به نام مي خوانند مثلاً روز اول ماه را روز اورمزد مي گويند، هفته و روزهاي هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همين وارد زبان فارسي شده ، و فردوسي هم گفته است. البته ما در دوره پيش از اسلام جشني به نام سوري داشتيم. الان چهارشنبه سوري جاي جشن سوري را گرفته است. خود اين مراسم هم تغيير کرده چون چهارشنبه سوري را در زمان صفويه و تا 50 سال پيش، آخر ماه صفر مي گرفتند. در ضمن جشن عربي هست که شب قبلش مي گرفتند. جشن سوري سه روز آخر سال بود که آتش روشن مي کردند. ايرانيان باستان براي آتش احترام زيادي قايل بودند و آتش را لگد نمي کردند. چراغ را هم مي شکنند. به همين دليل اين جشن دچار تغيير شده است و از قالب اصلي خود خارج شده است.» ورود تکنولوژي هاي جديد و ابزار و امکانات شکل بسياري از آداب و رسوم را تغيير داده است. در دوره امروزي مسافرت ها نمي گذارد مردم جشن بگيرند. دکتر روح الاميني مي گويد: «در گذشته اين سفرها به شکل امروز نبوده چون امکانات سفر نبود. حالا مي گويند شهردار شيراز به اولين مسافر نوروزي که وارد شهر مي شود هديه اي مي دهد؛ خوب اين مخصوص امروز است. در خيلي از شهرها نمايشگاه مي گذارند، يعني سعي مي کنند يک جشني برگزار کنند. البته مراسمي مثل سيزده آنچنان در بين مردم وجود دارد که حتي با ممانعت هايي که در يک دوره وجود داشت نتوانست جلوي مردم را بگيرند. الان هم اگر به تقويم نگاه کنيم مي بينيم که در روز سيزدهم فروردين نوشته شده روز طبيعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سيزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل مي شود. جنبه هاي ديني را هم به آن اضافه مي کنند. عيدي دادن و عيدي گرفتن از رسوم قديمي است. معمولاً در کتاب هاي تاريخي چيزهايي را نقل مي کنند آداب و رسوم را نقل مي کنند همان مير نوروزي بود. ما الان سندهايش را داريم که شايد اين همان حاج فيروز است. حاجي فيروز هنوز هست.» در نهايت اين كه نوروز جشني است که براساس شرايط زمان و به مدد فرهنگ پوياي ما باقي مانده و اگرچه تغيير کرده اما از گذشته دور تا امروز باقي مانده است.