بيشترين چيزي که روي ذهن جوان اثر مي‌کند

ضرورت جلوگيري از تباه شدن نسل جوان

آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است؛ ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جواني را حفظ کنيم که اگر جنگ بود، دفاع کند؛ اگر حادثه‌اي در داخل بود، حضور پيدا کند؛ آنجا که نوبت علم و تربيت علمي و تحقيقي است، درس بخواند و خودسازي کند؛ آنجايي که صحبت آينده است، خود را آماده کند. روي اين نسل جوان که مايه تکيه و اميد است، دارد بتدريج با شکل‌ها و شيوه‌هاي گوناگون، کار و تلاش مي‌شود؛ اين تلاش هم عمدتاً فرهنگي است. البته محافلي براي اينکه جوانان را ببرند و آلوده به فساد بکنند، وجود دارد، که جنبه غير فرهنگي و جنبه عملي دارد؛ ليکن آنچه که بيش از همه خطرناک است، ذهن و فکر و روحيه جوان است؛ اين را بايد دريافت. 1

دوعامل تأثير‌گذار دشمن بر ذهن جوانان

بيشترين چيزي که روي ذهن جوان اثر مي‌کند، دو عامل است: يکي تبليغات گوناگون دشمن است؛ تبليغاتي که جوان را نسبت به حقايق مقدس اسلامي و حقايقي که در انقلاب به عنوان مسلّمات و پايه‌ها و ستون‌هاي اصلي اعتقاد شناخته شده، سست و بي‌تفاوت کند. و عامل دوم، عدم تبيين و دفاع صحيح از اين حقايق و اصول است. من گمان مي‌کنم که تأثير عامل دوم، کمتر از عامل اول نباشد؛ چون در نظام‌جمهوري اسلامي، به‌طور صريح و علني، عليه اسلام و اصول اسلامي و مباني اسلامي و معارف اسلامي، کمتر تبليغ مي‌شود و ميدان براي تبليغ وسيع باز نيست؛ بنابراين تبليغ دشمن فقط سطح معيني را مي‌پوشاند؛ در حالي که عامل دوم، ديگر حد و اندازه‌اي ندارد.

افکار فلاسفه و نويسندگان و متفکران مادي غرب، امروز در سطح دانشگاه‌هاي ما، به‌صورت کتاب و ترجمه وجود دارد. نمي‌شود سدي درست کرد که اينها وارد نشوند؛ اين امکان ندارد و مصلحت نيست. افکار بايد بيايند و حضور داشته باشند. در مقابل آن افکار، بايد پادزهر ايجاد کرد.

وقتي ما تبليغ نکرديم، وقتي ما حقايق را بيان نکرديم، وقتي ما تبيين و دفاع درستي از معارف اسلامي- از خود توحيد، از حکومت الهي، از لزوم عبوديت انسان در مقابل خدا، از لزوم تسليم انسان در مقابل احکام خدا، که پايه‌هاي اصلي است- نکرديم، تأثيري که از اين عدم دفاع و عدم تبيين و عدم توجيه صحيح حاصل مي‌شود، محدود به حد خاصي نيست؛ شامل همه است.

... بايد مطالبي از مسائل اسلامي آماده گردد و به شکل مناسبي تحرير و تقرير بشود و در همه جاي کشور گفته بشود؛ آن‌چنان که در همه دل‌ها و ذهن‌ها جاي بگيرد. بايد مطالبي از مسائل اسلامي انتخاب بشود که پاسخ به شبهه‌هاي تقديري و فرضي‌اي باشد که مي‌دانيم امروز با وسايل مختلف، در بين خواص مردم پراکنده مي‌شود.

افکار فلاسفه و نويسندگان و متفکران مادي غرب، امروز در سطح دانشگاه‌هاي ما، به‌صورت کتاب و ترجمه وجود دارد. نمي‌شود سدي درست کرد که اينها وارد نشوند؛ اين امکان ندارد و مصلحت نيست. افکار بايد بيايند و حضور داشته باشند. در مقابل آن افکار، بايد پادزهر ايجاد کرد. 2

فساد‌انگيزي و نفوذ در نسل جوان

يکي ديگر از توطئه‌هاي دشمن، توطئه فسادانگيزي است؛ نفوذ در نسل جوان، ايجاد فساد در ميان سربازان واقعي اسلام، جوانان را به مسائل فساد‌برانگيز سرگرم و مشغول کردن. جوانان بدانند که اين توطئه است. 3

ما بايستي بدانيم يک دولت، هم‌چنان که نسبت به بسياري از امور مردم مسوول است- کلّکم مسوول عن رعيّته- مسوول وضع معيشت‌شان، وضع اقتصادشان، وضع سياست‌شان، وضع فرهنگ‌شان، وضع تحصيلات‌شان، وضع بهداشت‌شان؛ مسوول وضع ذهن‌شان هم هست.

وظيفه وزارت ارشاد

ما بايستي بدانيم يک دولت، هم‌چنان که نسبت به بسياري از امور مردم مسوول است- کلّکم مسوول عن رعيّته- مسوول وضع معيشت‌شان، وضع اقتصادشان، وضع سياست‌شان، وضع فرهنگ‌شان، وضع تحصيلات‌شان، وضع بهداشت‌شان؛ مسوول وضع ذهن‌شان هم هست. يعني اگر ديديم که فرضاً در جامعه ما کتابي هست که هنرش فقط اين است که احساسات جنسي را در جوانان تحريک کند، اين مضر است. اين را نمي‌شود به‌عنوان اينکه يک فرآورده فرهنگي است، آزاد بگذاريم که هر که خواست، توليد و عرضه کند؛ نه، اين بحث خواست نيست؛ مثل مواد مخدر است. مواد مخدر هم خيلي طالب دارد. خيلي‌ها هستند که اگر شما مواد مخدر را به آنها داديد، استقبال مي‌کنند و مصرف مي‌کنند؛ اما بعد که معتاد شدند، شما را لعنت مي‌کنند. خيلي‌ها هستند که اگر مواد مخدر را از آنها بگيريد، ممکن است با شما دست به يقه هم بشوند؛ ولي بعد که با اين کار توانستند از آن بيماري نجات پيدا کنند، شما را دعا خواهند کرد. بنابراين، خواست، يک امر مطلق نيست؛ آن خواستي که بر طبق مصلحت است، مطلوب است. تشخيص مصلحت هم به عهده آن کسي است که مسوول است.

البته ما نمي‌خواهيم به مردم بگوييم شما حتماً اين کتاب را بخوانيد، آن کتاب را نخوانيد؛ نه. انواع سلايق، انواع فکرها، انواع ذهن‌ها، انواع استعدادها، بايد در مقابل خودشان ميدان بازي داشته باشند، براي اينکه آنچه را مي‌خواهند، بتوانند انتخاب کنند؛ اما آن چيزي که گمراه کننده و فاسد کننده است، ما نبايد اجازه بدهيم وارد ميدان شود. اين، وظيفه ماست، وظيفه دولت است، وظيفه وزارت ارشاد است.

... البته مطلبي که در مورد تحريک احساسات جنسي گفتم، فقط يک مثال است؛ در زمينه‌هاي سياسي هم همينطور است. اگر فرض کنيم کتابي باشد که در آن انواع و اقسام دروغ‌ها به شکل گمراه کننده‌اي هست و شما هم الان امکان نداريد که به اين دروغ‌ها پاسخ بدهيد، اين بايد جلوش گرفته شود.

البته جلوي نظرات غلط را نبايد گرفت. نظرات غلط فلسفي، اجتماعي و گوناگون اشکالي ندارد که به داخل جامعه بيايد و نقد شود؛ اين خوب است. جلوگيري از نظرات غلط فلسفي موجب مي‌شود که کساني خيال کنند اين نظرات درست است؛ اين عکس مطلوب اثر خواهد گذاشت. نه؛ طرح نظرات فلسفي، اجتماعي، سياسي- آنهايي که يک نظريه است- اشکالي ندارد.

منبع: راهبردها در کلام رهبر