هزار نکته و هزار تجربه (ازدواج)

(ازدواج)

 

كلئوپول:

1)      اگر از طبقه بالا زن بگيريد ، بجاي خويشاوند ارباب خواهي داشت .

 

مثل فرانسوي:

2)      ازدواج زودش اشتباه بزرگي و ديرش اشتباه بزرگتري است .

 

گريستين:

3)      براي ازدواج بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است .

 

بردون:

4)      با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد مي بود بهترين دوست شما ميشد .

 

پاستور:

5)      مسرات حقيقي در اثر ازدواج به دست مي آيد .

 

جونسون:

6)      هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضاء نمي كند . چون هميشه آن را مربوط  به خود مي داند .

 

كين هابارد:

7)      يك زن در هر زمان بيشتر ترجيح مي دهد همسر مردي شود كه زندگي خوبي نداشته باشد تا مردي كه شنونده خوبي نباشد .

هزار نکته و هزار تجربه (اخلاق)

حضرت امير( عليه السلام ):

1)      آنكس كه از لباس تقوي برهنه شد به هيچ لباسي پوشيده نمي شود.

 

حضرت محمد( صل الله عليه و ءاله ):

2)      از خوشبختي ها ، اخلاق نيكوست .

 

عيسي مسيح( عليه السلام ):

3)      اگر انسان از گناه كوچك پرهيز نكند كم كم گناهان بزرگتري را مرتكب خواهد شد.

 

كلبر:

4)      بزرگي و عظمت يك مملكت منوط به وسعت خاك آن نيست بلكه مربوط باخلاق و روحيات اهالي آنست.

 

مثل آفريقائي:

 5)      چشم بجاهائيكه  نمي خواهد ميرود ، اما اختيار در دست توست.

 

سقراط:

 6)      دشمنان خود را با اخلاق نيكو رام سازيد و نپسنديد كه در ساعات ذلت تني چند از خفت و خواري شما خوشحال گردند.

 

لاندور:

7)      كج خلقي شامگاه آشفتگي است.

هزار نکته و هزار تجربه (اجتماع)

حضرت امير( عليه السلام ):

1)      در هر اجتماعي بيشتر قسم خورده شود , آن اجتماع خرابتر و مردمش دروغگوترند.

 

ناپلئون:

2)      در دنيا خفتگاني هستند كه بيداريشان هم چو بيداري اژدها وحشتناك است.

 

افلاطون:

3)      سعادت جامعه بمراتب مهمتر از سعادت فرد است.

 

كارنگي:

4)      ما بوسيله چهار چيز با مردم در تماس هستيم , ارزش موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي شود آنچه مي كنيم , آنچه جلوه مي كنيم , آنچه مي گوئيم , آنطور كه مي گوئيم.

 

تولستوي:

5)      انساني كه معني و هدف زندگي را بداند خود را نه تنها با افراد ملت خويش برابر خواهد دانست , بلكه با تمام اقوام ديگر نيز مساوي خواهد شمرد.

 

روسو:

6)      هرگز سعادت شخصي قلب مرا در خود نگرفته است , من خوشبختي خود را جز در جامعه نمي بينم .

 

اسمايلز:

 

7)      هر كس در طلب خير وسعادت ديگران باشد بالاخره سعادت خودش را هم بدست خواهد آورد.

 

هزار نکته و هزار تجربه (آزادی)

حضرت امير( عليه السلام ):

 1)      آنكه ترك شهوات كرد آزاد شد.

 

 امام حسين( عليه السلام ):

 2)      اگر دين نداريد لااقل در دنياي خويش آزاد باشيد.

 

 سعدي:

 3)      چون در انجام كاري مردد باشي آن طرف را اختيار كن كه بي آزارتر باشد.

 

 منتسكيو:

 4)      آزادي عبارت از اينستكه شخص مجبور نباشد بر خلاف مقررات قانون كاري انجام دهد.

 

 مثل آلماني:

 5)      كسي كه زن ثروتمند بگيرد در حقيقت آزادي خود را فروخته است.

 

 گوته:

 6)      كساني نوميدانه در قيد بندگي هستند و به غلط چنان مي پندارند كه آزادند.

 

 فرانكلين:

 7)      كسي كه براي حفظ جان خود از آزادي صرف نظر كند استحقاق آزادي و سلامتي ندارد.

هزار نکته و هزار تجربه (آرزو – اميد)

 

حضرت امير( عليه السلام ):

 1)      اگر آرزومنديد كه بسعادت برسيد پيش از آنكه خود عبرت ديگران شويد از ديگران پند و عبرت گيريد.

 

حضرت محمد( صل الله عليه و آله ): 

2)      اميد وآرزو رحمتي است براي پيروان من ؛ اگر اميد نمي بود هيچ مادري فرزند خود را شير نمي داد و باغباني درختي نمي نشانيد.

 

كنفوسيوس: 

3)      آماده شدن براي دستگيري از پيران و وفاداري درباره دوستان و مهرورزيدن به مردم آرزوي من است.

 

شكسپير: 

4)      از دست دادن اميدي پوچ و آرزوئي محال خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.

 

ويكتور هوگو: 

5)      اميد در زندگاني بشر آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان.

 

كندورسه: 

6)      دست طبيعت اميدهاي انسان را در هيچ حدود و ثغوري محصور نساخته است و آرزوهاي بشري هرگزحدي نمي شناسد.

 

الكساندر دوما: 

7)      يگانه تسكين دهنده آرزوهاي طلائي دو چيز است : ( صبر و اميد ).