|
|
|
|
|
(ازدواج)
كلئوپول: 1) اگر از طبقه بالا زن بگيريد ، بجاي خويشاوند ارباب خواهي داشت . مثل فرانسوي: 2) ازدواج زودش اشتباه بزرگي و ديرش اشتباه بزرگتري است . گريستين: 3) براي ازدواج بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است . بردون: 4) با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد مي بود بهترين دوست شما ميشد . پاستور: 5) مسرات حقيقي در اثر ازدواج به دست مي آيد . جونسون: 6) هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضاء نمي كند . چون هميشه آن را مربوط به خود مي داند . كين هابارد: 7) يك زن در هر زمان بيشتر ترجيح مي دهد همسر مردي شود كه زندگي خوبي نداشته باشد تا مردي كه شنونده خوبي نباشد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 23:59 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امير( عليه السلام ): 1) آنكس كه از لباس تقوي برهنه شد به هيچ لباسي پوشيده نمي شود. حضرت محمد( صل الله عليه و ءاله ): 2) از خوشبختي ها ، اخلاق نيكوست . عيسي مسيح( عليه السلام ): 3) اگر انسان از گناه كوچك پرهيز نكند كم كم گناهان بزرگتري را مرتكب خواهد شد.
كلبر: 4) بزرگي و عظمت يك مملكت منوط به وسعت خاك آن نيست بلكه مربوط باخلاق و روحيات اهالي آنست.
مثل آفريقائي:
سقراط: لاندور: 7) كج خلقي شامگاه آشفتگي است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 1:8 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امير( عليه السلام ): 1) در هر اجتماعي بيشتر قسم خورده شود , آن اجتماع خرابتر و مردمش دروغگوترند. ناپلئون: 2) در دنيا خفتگاني هستند كه بيداريشان هم چو بيداري اژدها وحشتناك است. افلاطون: 3) سعادت جامعه بمراتب مهمتر از سعادت فرد است. كارنگي: 4) ما بوسيله چهار چيز با مردم در تماس هستيم , ارزش موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي شود آنچه مي كنيم , آنچه جلوه مي كنيم , آنچه مي گوئيم , آنطور كه مي گوئيم. تولستوي: 5) انساني كه معني و هدف زندگي را بداند خود را نه تنها با افراد ملت خويش برابر خواهد دانست , بلكه با تمام اقوام ديگر نيز مساوي خواهد شمرد. روسو: 6) هرگز سعادت شخصي قلب مرا در خود نگرفته است , من خوشبختي خود را جز در جامعه نمي بينم . اسمايلز: 7) هر كس در طلب خير وسعادت ديگران باشد بالاخره سعادت خودش را هم بدست خواهد آورد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 1:7 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امير( عليه السلام ): |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 6:29 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امير( عليه السلام ): حضرت محمد( صل الله عليه و آله ): 2) اميد وآرزو رحمتي است براي پيروان من ؛ اگر اميد نمي بود هيچ مادري فرزند خود را شير نمي داد و باغباني درختي نمي نشانيد. كنفوسيوس: 3) آماده شدن براي دستگيري از پيران و وفاداري درباره دوستان و مهرورزيدن به مردم آرزوي من است. شكسپير: 4) از دست دادن اميدي پوچ و آرزوئي محال خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است. ويكتور هوگو: 5) اميد در زندگاني بشر آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان. كندورسه: 6) دست طبيعت اميدهاي انسان را در هيچ حدود و ثغوري محصور نساخته است و آرزوهاي بشري هرگزحدي نمي شناسد. الكساندر دوما: 7) يگانه تسكين دهنده آرزوهاي طلائي دو چيز است : ( صبر و اميد ). |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 6:11 توسط نظری
|
|
||