|
|
|
|
|
هفت « سين » مقدس در هفت سين ايرانى
« من پيروزم و نامم خجسته است و از نزد خدا مى آيم و خواهان نيك
اما عاملى كه «نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و
اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين» نخست «هفت
خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند: در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده - كه شمار مقدس برج ![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:0 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
نوروز در فرهنگ شيعه
نوروز يا روزِ نو در همه تقويمها، دورهها و در ميان همه فرهنگ
مبناى محاسبه روز نوروز
در سال467 .ق، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت يا اسفند بود. در
نوروز در منابع کهن شيعى
ابن ادريس در کتاب السرائر مى نويسد: شيخ ما ابوجعفر در مختصر «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِياءِ نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فُرس: امام جعفر صادق عليه السلام گفت: چون روز نوروز درآيد، غسل کن و جامه پاکترين در پوش و بوى خوش بکار دار و روزه فراگير و پس از نماز پيشين و ديگر، چهار رکعت نماز کن به دو سلام. پس از الحمد در اول رکعت، ده بار «إنّا أنزلناه» بخوان و در دوم ده بار «قل ياأيها الکافرون» و در سوم ده بار «قل هو الله أحد» و در چهارم ده بار هر دو «قل أعُوذ»ُ. و چون فارغ شوى، سجده شکر کن و اين دعا بخوان، تا تو را گناه شصت ساله بيامرزد. و دعا اين است:
- ابن شهر آشوب در «مناقب» خبرى در برخورد منصور با امام کاظم
نکته مهم در مطالب ابنفهد آن است که روايت معلى بن خنيس را به
نخست آنکه در دوره صفوى، تاريخ قمرى و شمسى رواج داشته و طبعاً |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 11:55 توسط نظری
|
|
||
|
|
|
|
|
شروع سال نو و آغاز بهار دیگری از عمر را صمیمانه بشما تبریک عرض نموده و امیدواریم از لحظات عمرتان نهایت استفاده را ببرید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:25 توسط
|
|
||
|
|
|
||
روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معمولاً يک روز (يا يک شب) بيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح «جشن ها و آيين هاي نوروزي» گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد: «چون جم درگذشت، پادشاهان همه ي روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند. 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.» کمپفر در سفرنامه ي خود آورده است که « در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد.» "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعلي شاه دو هفته مي نويسد. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از "چهارشنبه آخر سال" آغاز و در "سيزده بدر" پايان مي پذيرد. رسم ها و آيين هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آنها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري شغل ها، قانون ها، وسايل ارتباط جمعي جديد بدون آنکه هويت خود را از دست بدهد، تحول يافته است. از آداب و رسوم کهن پيش از نوروز، بايستي از چهارشنبه سوري، خانه تکاني و پنجه (خمسه مسترقه) ياد کرد. روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر ساليکي از آيين هاي کهن پيش از نوروز، ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند ، و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشتيان معتقدند که: «روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشته فراموش نمي کنند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود بر مي گردند.» در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذاهاي آييني - مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد: " ... وگبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد، " غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس. خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي است و ملحق به اين ماه، مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند. يکي از صورت هاي برجا مانده ي اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن پنجشنبه ي آخر سال است به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و زيارت اهل قبور، در پنجشنبه – نظير روز پيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال – رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک (پلو- خورش)، نان ، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع يا چراغ روشن مي کنند. در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و بر سرمزار جمع مي شوند. نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان مي روند. خانه تکانياصطلاح خانه تکاني را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايد تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن مثل فرش ها، تابلوها، پرده ها و يا وسايل ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود. در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبه ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. کاشتن سبزهاسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن "سبزه عيد" به صورت نمادين و شگون، از روزگار کهن، در همه ي خانه ها و در بين همه خانواده ها مرسوم بوده است. در ايران کهن، بيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله (گياهي است از تيره ي مرکبات ، که ساقه آن به 50 سانتي متر مي رسد)، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، کنجد، عدس و ماش مي کاشتند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود يا ترنم و شادي ، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگيش به هر سو مي پراکندند. ابوريحان نقل مي کند که «اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از روييدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند.» امروز در همه ي خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره ي "هفت سين" بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرها سومين چهارشنبه پيش از عيد به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه مي دارند و در اين روز، زماني که براي "سيزده بدر" از خانه بيرون مي روند، در آب روان مي اندازند. سفره هفت سينرسم و باور کهن است که همه اعضاي خانواده در موقع سال تحويل (لحظه ي ورود خورشيد به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره ي سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت روييدني خوراکي را که با حرف« س» آغاز مي شود و نماد و شگوني بر فراواني روييدني ها و فرآورده هاي کشاورزي است- چون سيب ، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني (مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و...) نيز زينت بخش سفره ي هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است. در برخي از نوشته ها از سفره ي هفت شين (هفت روييدني که به حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند. در ريشه يابي واژه ي هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين (هفت روييدني از کشتزار چيده شده) و هفت سيني از فرآورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است. پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دوره ي قاجاريه است که درباره ي باورها ، رفتارها و رسم هاي عاميانه مردم تحقيق ، بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است يا نه؟ سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز گو نباشد هفت سين رندان دُرآشام را ميرزاده ي عشقي نيز در "نوروزي نامه" مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي |
|||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:24 توسط
|
|
|||
|
|
|
|
خاستگاه نوروز
نوروز يکي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است که از دير باز در ايران برگزار مي شد و آيين هايي خاص خود را داشت. در مورد خاستگاه نوروز نظرات فراواني وجود دارد گروهي آن را به روزگار جمشيد جم پادشاه کياني و گروهي به دوره هاي پيش از اين منسوب مي دانند. اين جشن از دير باز تاکنون مراسم و آيين هايي داشته که برخي از آنها مانند خانه تکاني ، سفره هفت سين ، چهارشنبه سوري و زيارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال هنوز هم در بين ايرانيان برگزار مي شود. اما آيا اين آيين ها از گذشته تاکنون هم به همين شکل امروز برگزار مي شده يا در طي قرون و اعصار تغيير کرده است؟ دکتر محمود روح الاميني مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در اين باره معتقد است: «اين جشن ها در گذشته به شکل هاي ديگري برگزار مي شده است. آنچه امروز ما از جشن هاي ايراني مي بينيم صورت تغيير يافته براساس شرايط روز آن است.» دکتر روح الاميني علت اين امر را در اين مي داند که: «هيچ پديده فرهنگي يکنواخت باقي نمي ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بيشتر پديده هاي فرهنگي به مرور زمان تغيير مي کنند. منتهي برخي زودتر و برخي ديرتر تغيير مي کنند.» اين مردم شناس معتقد است که ما بايد اين جشن ها را در ايران امروز مطالعه کنيم او علت اين امر را در اين مي داند که: «ما در امروز زندگي مي کنيم و جشن ها را مانند همه پديده هاي فرهنگي با مقتضيات زمانه مطالعه مي کنيم.» البته شکل ظاهري اين جشن ها امروز نيز چون گذشته است يعني بسياري از آيين ها از قبيل نوروز مانند گذشته برگزار مي شود اگرچه صورت مراسم به اقتصادي زمانه تغيير کرده است. مقداري از اين تغييرات به دليل سفر مردم در اين ايام ايجاد شده است. در گذشته رسم بود که مردم در خانه بمانند؛ الان مردم بيشتر به سفر مي روند. «سفر» در جشن هاي نوروزي نبوده است. اين که اين جشن از کي و چگونه تغيير کرد سؤالي است که کتاب هاي تاريخي پاسخ آن را به روشني ارائه مي دهند. دکتر روح الاميني معتقد است: «رد پاي اين سنت ها را در لابه لاي کتاب هاي تاريخي، اشعار و حتي تصاوير به دست مي آوريم. کتاب هايي مثل تاريخ بيهقي و ديوان اشعار شاعران که در آن اشعار بهاريه يافت مي شود.» علوم اجتماعي اين تغييرات را بازگو مي کند اما درباره چرايي تغيير آن صحبتي به عمل نمي آورد. دکتر روح الاميني مي گويد: «اين که چرا اين جشن ها تغيير کرده نکته اي است که علوم اجتماعي از پاسخ دادن به آن پرهيز مي کند.» بررسي اين جشن ها و آيين ها جزئي از فرهنگ عامه يا فولکلور به حساب مي آيد.
وي مي گويد: «اين جشن ها و آيين ها بخش فرهنگ عاميانه ماست که به معناي دانش عامه است. يعني چيزي يا شخصيتي آن را به وجود نياورده است، زمانش معلوم نيست و قيد مکان ندارد.» به عقيده اين استاد دانشگاه: «جشن ها و آيين ها به مرور ايام تغيير مي کند، ممکن است اسمش عوض شود يا شيوه برگزاري اش تغيير کند. اين تغييرات را خود مردم به وجود مي آوردند. اين تغيير بخشي از فرهنگ است.» دکتر روح الاميني مي افزايد: «ما سه ويژگي براي فرهنگ داريم: يکي اين که دوام داشته باشد به طوري که يک نسل آن را تجربه کنند. عموميت داشته باشد. اجباري هم نباشد.» با تمام اين تعاريف نوروز از کي آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن مي گرفتند؟ دکتر محمود روح الاميني در مورد نوروز معتقد است: «نوروز يعني جشني که به مناسبت آغاز سال نو برگزار مي شد. يعني روزي که طول روز و شب به يک اندازه مي شود. ايرانيان در اين روز جشن مي گرفتند الان هم اين جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. اين کلمات به زبان هاي ديگر هم راه يافته است عرب ها هم به عيد «ني روز» مي گويند. به جشن ديگر هم «مهرجان» مي گويند که معرب مهرگان است.» اين جشن در گذشته براي آغاز فصل کاشت برگزار مي شد. همانطور که الان هم آغاز سال کشاورزي اول فروردين است. اما در گذشته نوروز دقيقاً اول فروردين برگزار نمي شد. هر چند بسياري از محققين اعتقاد دارند که تاجگذاري جمشيد (که به روايتي بنيانگذار نوروز است) در روز اول بهار بوده اما دکتر روح الاميني معتقد است که جشن نوروز جابجا مي شده و در زمان هاي مختلف برگزار مي شده است. مثلا در زمان فردوسي براساس آنچه از اشعارش بر مي آيد در پاييز برگزار مي شد. يا در يک دوره آغاز پاييز بوده است. علت اين امر شايد اين بود كه براساس تقويم گذشته ايرانيان، هر دوازده ماه سال سي روز بود در آخر سال پنج روز اضافه مي آمد که در اصطلاح به آن گاهنبار و يا خمسه مسترقه يا پنجه دزديده شده مي گفتند. چهار سال يک بار بايد کبيسه مي کردند. به گفته دکتر روح الاميني: «اين پنج روز، روز جشن همگاني بود. زمان فردوسي تيرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سي روز بوده و آن پنج روز هم که پنجه يا خمسه مسترقه بود، حساب نمي شد. در سال 1304 براي اين که تقويم هماهنگ شود و اين مشکل حل شود شش ماه اول را سي و يک روزه مي کنند و پنج ماه دوم سي روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و يک سال سي روزه مي گيرند. » آيين هاي نوروزي در گذشته از ابتداي اسفند آغاز مي شد اما جشن ها از پنجه آغاز مي شد.
دکتر روح الاميني مي گويد: «در شهرهاي آذربايجان هر چهارشنبه اسفند را به يک نام مي خوانند چهارشنبه اول براي خريد، چهارشنبه دوم براي تميز کردن خانه است، چهارشنبه سوم براي سبزي کاشتن، و چهارشنبه چهارم براي دور ريختن وسايل زايد است. اين رسم در شهرهاي آذربايجان هنوز هم وجود دارد.»
آيا اين سنت ها پيش از اسلام بوده يا خير؟ او با اشاره به برخي از سنت ها و آيين هاي نوروزي مي گويد: «هر کدام از اين مراسم علتي داشته است. علتش امروز گم شده، اما جشن وجود دارد. ولي از اين كه از روز اول چگونه بوده، هيچ چيزي در دسترس نيست.» شايد علت اين امر اين بوده که اين جشن ها در حضور شاه برگزار مي شده و هيچ شاعر و نويسنده اي از مراسم مردم چيزي ننوشته است. دکتر روح الاميني مي گويد: «عامه مردم اين باورها را داشتند؛ باور مردم در مورد مسائل مختلف وجود داشته و دارد. مثلاً هفت سين يکي از باورهاي عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سين مي گذارند. لباس نو پوشيدن در سال نو وجود دارد و در کتاب ها هم هست. خانه تکاني هم از گذشته وجود داشته، الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوري نيز مبحث مفصلي است؛ اين رسم در بين عامه مردم هست.»
دکتر روح الاميني در مورد نحوه برگزاري اين مراسم در گذشته مي گويد: «اطلاعات ما در مورد اين جشن ها از سيصد سال پيش به قبل، به دليل نيامدن در کتاب ها بسيار محدود است. ما نمي دانيم که پيش از دوره صفويه آيين هاي نورزوي چگونه بوده است.» بنا به نظر او شايد اين مراسم و آيين ها بيشتر در بين مردم رواج داشته است. اين مردم شناس مي گويد: «مثلا سؤال مي شود که چرا هفت سين داريم؛ خوب همه ما مي دانيم که «هفت» عدد مقدسي است و در بيشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سين و يا هفت چين بوده است کتاب ها اشاره اي نکرده اند.» وي همچنين مي گويد: «يکي ديگر از مراسم، ديد و بازديد نوروزي بود که در بين مردم وجود داشت. زردشتي ها معتقد بودند که بايد به ديدار هم بروند حتي اگر قهر بودند، مي آمدند مي نشستند. چاي و يا چيز ديگري مي خوردند و مي رفتند ولي رسم بازديد را از بين نمي بردند. اين سنت براي ارتباط مردم با هم بود.
روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در اين روز به گورستان مي رفتند و با گذاشتن سفره هفت سين و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزايي طبيعت شريک مي کردند. يکي ديگر از اين سنت ها اين بود، کسي که يکي از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به ديدارش مي رفتند شايد به اين دليل که در گذشته براي هر کسي که مرده بود مراسم سوم هفتم و سي ام و نوروز مي گرفتند. خانه تکاني براي اين بود که مردم سالي يکبار فرصت تميز کردن خانه را داشتند کوزه هاي قديمي را مي شکستند.»
روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در اين روز به گورستان مي رفتند و با گذاشتن سفره هفت سين و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزايي طبيعت شريک مي کردند. يکي ديگر از اين سنت ها اين بود، کسي که يکي از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به ديدارش مي رفتند شايد به اين دليل که در گذشته براي هر کسي که مرده بود مراسم سوم هفتم و سي ام و نوروز مي گرفتند. خانه تکاني براي اين بود که مردم سالي يکبار فرصت تميز کردن خانه را داشتند کوزه هاي قديمي را مي شکستند.» دکتر روح الاميني در مورد مراسم چهارشنبه سوري نيز معتقد است شکل اجراي اين جشن تغيير کرده است: «چهارشنبه سوري به اين شکل بعد از اسلام به وجود آمده است. ما مي دانيم که در گذشته ماه سي روزه بوده و هر روز سال يك نام داشته است که هنوز هم اين اسم ها هست. هنوز هم زردشتي ها روزها را به نام مي خوانند مثلاً روز اول ماه را روز اورمزد مي گويند، هفته و روزهاي هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همين وارد زبان فارسي شده ، و فردوسي هم گفته است. البته ما در دوره پيش از اسلام جشني به نام سوري داشتيم. الان چهارشنبه سوري جاي جشن سوري را گرفته است. خود اين مراسم هم تغيير کرده چون چهارشنبه سوري را در زمان صفويه و تا 50 سال پيش، آخر ماه صفر مي گرفتند. در ضمن جشن عربي هست که شب قبلش مي گرفتند. جشن سوري سه روز آخر سال بود که آتش روشن مي کردند. ايرانيان باستان براي آتش احترام زيادي قايل بودند و آتش را لگد نمي کردند. چراغ را هم مي شکنند. به همين دليل اين جشن دچار تغيير شده است و از قالب اصلي خود خارج شده است.» ورود تکنولوژي هاي جديد و ابزار و امکانات شکل بسياري از آداب و رسوم را تغيير داده است. در دوره امروزي مسافرت ها نمي گذارد مردم جشن بگيرند. دکتر روح الاميني مي گويد: «در گذشته اين سفرها به شکل امروز نبوده چون امکانات سفر نبود. حالا مي گويند شهردار شيراز به اولين مسافر نوروزي که وارد شهر مي شود هديه اي مي دهد؛ خوب اين مخصوص امروز است. در خيلي از شهرها نمايشگاه مي گذارند، يعني سعي مي کنند يک جشني برگزار کنند. البته مراسمي مثل سيزده آنچنان در بين مردم وجود دارد که حتي با ممانعت هايي که در يک دوره وجود داشت نتوانست جلوي مردم را بگيرند. الان هم اگر به تقويم نگاه کنيم مي بينيم که در روز سيزدهم فروردين نوشته شده روز طبيعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سيزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل مي شود. جنبه هاي ديني را هم به آن اضافه مي کنند. عيدي دادن و عيدي گرفتن از رسوم قديمي است. معمولاً در کتاب هاي تاريخي چيزهايي را نقل مي کنند آداب و رسوم را نقل مي کنند همان مير نوروزي بود. ما الان سندهايش را داريم که شايد اين همان حاج فيروز است. حاجي فيروز هنوز هست.» در نهايت اين كه نوروز جشني است که براساس شرايط زمان و به مدد فرهنگ پوياي ما باقي مانده و اگرچه تغيير کرده اما از گذشته دور تا امروز باقي مانده است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:18 توسط
|
|
||
|
|
|
||
|
عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف
فلسفه هفت سين چيست؟به طور مقدمه بايد دانست که عدد "هفت" نزد ايرانيان قديم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه يعني « زهره ، مشتري ، عطارد ، زحل ، مريخ ، زمين و خورشيد » عدد هفت را گرامي مي داشتند. نياکان ما که زرتشتي بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس يعني " اهورامزدا " که به او "سپند مينو" نيز مي گفتند ، شش وزير بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که يعني مقدسان جاويدان و اين شش امشاسپند با "سپندمينو" تشکيل (هفت سپند) مي دهند.علت اين که هفت سين به راستي هفت سين است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سين شروع مي شده ، روي اين اصل به علامت آن هفت مقدس جاوداني ، چيزهائي در نظر گرفته شده که هم با حرف سين شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند. عدد هفت در قديم :مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند ، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده است ، ايام هفته هفت روز است. هفت از نظر مذاهب: به عقيده هنديها در آئين برهما انسان هفت بار مي ميرد . عروس و داماد بايد هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم مي خورند ، در آئين زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگير تا نسلي بر جهان بماند. هفت در آئين مسيح :هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسيح در انجيل ذکر کرده است ، در انجيل از هفت روح پليد صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتوليک ، هفت نوع شادي و هفت غسل تعميد وجود دارد. هفت در اسلام:آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد که گفتند هفت سال خشکسالي و هفت سال فراواني مي شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلي هفت عدد است . پيش از اسلام در بين اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامي نيز چنين است . هفت نفر قاري قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشياء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نيز مذکور است .هفت در تصوف : هفت وادي سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحيد ، 6) حيرت ، 7)فنا ، مولوي مي گويد:هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم هفت در تاريخ :همراهان داريوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش ، هفت نقش ملاحظه مي شود . جنگهاي هفت ساله در زمان لوئي 11 واقع شد. اژدهاي هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است. معابد هفت طبقه:در بابل و آشور هر معبدي هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام يکي از سيارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سيمين، سفيد، سياه، ارغواني، آبي و سبز). حصار اکباتان هفت ديوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد |
|||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:10 توسط
|
|
|||
|
|
|
|||||
درس هايي كه از بهار مي توان گرفت
بهار، درس هايي آموزنده و زندگي ساز دارد. از نكته هاي درس آموز بهار، ذيلاً به مواردي اشاره مي نماييم كه مطابقت آنها با خانواده متعادل، الهام بخش زوجين است:
1- تنوعدر بهار، تنوع خاصي در رنگها و جلوه هاي طبيعت ، درختان، گياهان و گلها مشاهده مي شود. زندگي متعادل نيز بايد برخوردار از تنوع ويژه اي باشد. كار، استراحت، اوقات فراغت، مطالعه، ورزش ، ارتباط با خدا و ... همگي عناصري از يك زندگي متنوع بوده و در جاي خود، مهم و با ارزش تلقي مي شوند.
2- شادابيبهار، آكنده از شادابي و طراوت است، به گونه اي كه معرّف تحول و دگرگوني در تمامي طبيعت مي باشد. زندگي متعادل نيز برخوردار از شادابي و سرزندگي است. بايد زوجين درزندگي مشترك خويش، مشوّق روح شادماني و مسرت باطني باشند و هر يك بر ديگري در اين امر، سبقت جويند.
3- تبادلاز زيبايي هاي بهار، تعادل در هواست؛ نه آن چنان سرد است كه گزنده باشد و نه آن اندازه گرم است كه سوزنده باشد. هواي ملايم و نسيم فرحبخش بهار، جان ها را گرمي مي بخشد. زوجين درزندگي متعادل، با الهام ازمكتب بهار، در روابط متقابل خويش به دور از هر گونه افراط و تفريط ، مناسباتي گرم و ثمربخش را پي ريزي مي كنند. روابط نه افراطي است كه به وابستگي و اتكاي بيش از حد بينجامد و نه سرد و قهر آميز است كه بذرهاي محبت و عاطفه را از قلوب آنان بركند.
4- تحولطبيعت پس از دوره افسردگي و خمودي خزان ، در طراوت بهار به وجد مي آيد و دگرگوني هايي را در خود پذيرا مي شود. اندام خشكيده گياهان و درختان در گذر از ركود و رخوت زمستان به شور و جذبه بهار، جوانه هاي حيات را برخود ظاهر مي سازد. چنين تغيير و تحولي در طبيعت ، اين پيام را براي هر فردي در بردارد:"حال كه طبيعت متحول شد، تنها انسانها كه برتر از طبيعتند و اشرف مخلوقات ، بايد دراين دگرگوني ها برطبيعت، سبقت جويند". اعضاي هر خانواده، نيك بينديشند كه هر يك نسبت به از دست دادن سرمايه عمر و سپري نمودن بهترين سال هاي زندگي، چه حاصلي اندوخته اند و با چنين سرمايه اي، دست به چه معامله اي زده اند؟ چنين انديشه اي ، بارور و زاينده است و انسان را فراتر از پوچي و ابتذال ، به رشد و تعالي مي خواند. از كلمات ارزشمند امام سجاد عليه السلام در دعاي مكارم الاخلاق، قسمتي را در ذيل نقل مي كنيم : " خدايا به من عمرطولاني عطا فرما تا زماني كه عمرم در راه اطاعت و بندگي ات صرف شود و اگر روزي برسد كه سال هاي زندگي ام چرا گاه شيطان گردد ، مرا فرصت مده."
5- حيات آفرينيبهارحيات است و حيات آفرين، آن گونه كه نسيم بهاري بر روحها و جانها مي وزد، حياتي دوباره در كالبدها مي دمد و به عبارتي، بهارعلاوه بر سر زندگي ، زندگي ساز نيزهست.
|
||||||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:7 توسط
|
|
||||||
|
|
|
|
مهفوم عيد در فرهنگ اسلاميواژه عيد در اصل از فعل عاد (عود) يعود اشتقاق يافته است. معانى مختلفى براى آن ذكر كردهاند، از جمله: «خوى گرفته»، «هر چه باز آيد ،از اندوه و بيمارى و غم و انديشه و مانند آن » ، « روز فراهم آمدن قوم» ، «هر روز كه در آن ، انجمن يا تذكار فضيلت مند يا حادثه بزرگى باشد»، گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. (1) ابن منظورچنين مي گويد كه برخىمعتقدند ، اصل واژه عيد از «عادة» است، زيرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت كردهاند. (2) به گفته ازهرى: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شادى ها يا اندوهها، باز مىگردد و تكرار مىشود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادىها دانسته است. (4) واژه عيد تنها يك بار در قرآن به كار رفته است : اللّهُمَّ رَبَّنا اَنزِل عَلَينا مائِدَةَ منَ السَّماء تَکون لنا عيداً لاوَّلنا وآخرنا و آية ً منک...(سورة مائده / آيه 114) در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است: «عيد در لغت،از ماده عود به معنى بازگشت است ، و لذا به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى بر طرف مىشود و بازگشت به پيروزيها و راحتىهاى نخستين مىكند عيد گفته مىشود، و دراعياد اسلامى به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مىگردد و آلودگىهاي خلاف فطرت از ميان مىرود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح (ع) آن را عيد ناميده و همانطور كه در روايات وارد شده ، نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است. اگرچه در روايتى كه از على(ع) نقل شده مىخوانيم «و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» . هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است» نيز اشاره به همين موضوع است، زيرا روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است.»(3) در روايات معصومين(ع) نيز بارها به اين موضوع اشاره شده است، چنان كه گذشت ، امير المومنين على (ع) فرموده اند هر روزى كه در آن معصيت و گناه نشود، روز عيد است. از سويد بن غفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر امير المؤمنين على(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد او نان گندم و خطيفه (خوراکي ازآرد وشير)و ملبنة( غذا يا حلوايي که با شير تهيه مي شود )است. پس به آن حضرت عرض كردم روز عيد و خطيفه ؟!. پس از آن حضرت فرمود:"انما هذا عيد من غفرله "، اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است.(4) و نيز در يكى از اعياد، آن حضرت فرمود: «انما هو عيد لمن قبل الله صيامه، و شكر قيامه، و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد»، «امروز تنها عيد كسى است كه خداوند روزهاش را پذيرفته و عبادتش را سپاس گزارده است ، هر روز كه خداوند مورد نافرمانى قرار نگيرد، عيد راستين است.» در روايات اسلامى براى اعياد، به ويژه اعياد مذهبى از جمله عيد فطر، آداب و رسوم خاصىاز جانب معصومين توصيه شده است. «زينوا اعيادكم بالتكبير» عيدهاى خودتان را با تكبير زينت بخشيد. «زينوا العيدين بالتهليل و التكبير و التحميد و التقديس» عيد فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زينت بخشيد.
عيد ، زمان نو شدن و پاک شدن از گناهان است و نوروز زنده شدن و برپاشدن دوباره هستي ...
نوروزتان سرشاراز طراوت وشادکامي |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
نوروز در اسلام
همزمان با ظهور اسلام، بسياري از سنن غلط همانند آتش پرستي و منع دفن مردگان از بين رفت ولي نوروز به عنوان يك جشن ملي باقي ماند. حتي پيشوايان ديني آن را حياتي دوباره بخشيدند و آن را به دعا و نيايش آراستند. دكتر شريعتي در اين باره ميگويد: اسلام، نوروز را جلاي بيشتري داد، شيرازه بست و آن را با پشتوانه اي استوار از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان مصون داشت... نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت..
چون نوروز شد، غسل كن و پاكيزه ترين جامههاي خود را خوشبو گردان و در آن روز ، روزه بدار و چون از نماز پيشين فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگزار و بعد از نماز، سجده شكر به جاي آور.
معلي بن خنيس ميگويد: در نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم، فرمود: اين روز را مي شناسي؟ عرض كردم قربانت گردم اين روزي است كه عجم آن را بزرگ مي شمرند و به يكديگر هديه مي دهند.. حضرت فرمودند: قسم به بيت عقيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت امري قديم كه براي تو تفسير مي كنم... نوروز روزي است كه خداوند از انسان ها پيمان گرفت كه بندگي او را گردن گذارند و به پيامبرانش ايمان آورند و دستورهاي آنان را بپذيرند. آن نخستين روزي است كه خورشيد بتابيد و بادهاي باردهنده وزيدن گرفت و گياهان روييدن گرفتند. آن روزي است كه فرشته وحي بر پيامبر(ص) نازل گرديد و ابراهيم خليل(ع) بتها را درهم شكست. روزي است كه امام علي(ع) بت هاي روي خانه كعبه را به زير افكند و همچنين كشتي نوح پس از طوفان بر كوه جودي قرار گرفت و آن روزي است كه قائم ما در آن روز ظهور خواهد كرد. و باز معلي بن خنيس از قول امام صادق (ع) نقل مي كند كه همانا نوروز روزي است كه پيامبر(ص) عهد و پيمان ها را براي اميرالمومنين(ع) گرفت و آن روزي است كه حضرت بر اهل نهروان پيروز شد.
در مفاتيح الجنان از قول امام صادق (ع) آمده است: چون نوروز شد، غسل كن و پاكيزه ترين جامههاي خود را خوشبو گردان و در آن روز، روزه بدار و چون از نماز پيشين فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگزار و بعد از نماز، سجده شكر به جاي آور....آمده است كه در هنگام تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانند: يا مقلبالقلوب و الابصار يا مدبرالليل و النهار يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.ما اين دعا را با كلامي نغز از زبان مولاي متقيان امام علي (ع) مي آراييم، آنجا كه مي فرمايند: .[خدايا] با بهاري پر ابر و ابري پر باران، آب رحمت خويش را بر خاك خشك ما و بر گياهان پر بركتت فرو ريز، تا به باران درشت و بسيار آن، ابر مرده، زنده و خاك خشك، خرم و سبز گردد.آمين
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 1:57 توسط
|
|
||